بیچاره بچه ها

همیشه در روزهای پایانی سال که همه خود را برای سال جدید  آماده می کنند دلم می گیرد امروز هم درگیر همین حسهایم بودم که سر و کله کارمند خدمات دفتر مدیر عامل پیدا شد و به سراغ چند تا از بچه ها رفت و نامه ای به آنها داد. نامه ها باز شد حکم پایان کار بود و  از آنها خواسته بودند هر چه زودتر تسویه حساب کنند حال و احوالم بدتر شد بیشرفها به همین راحتی عید بچه ها را خراب کردند تصور اینکه بعد از پایان تعطیلات بهترین دوستانمان را نبینیم و..... حالم به هم میخورد از این محیط، محیطی که باید در آن فقط و فقط بله قربان گو باشی، محیطی که مخالف را حذف می کنند و تو باید مثل آنها ببینی و مثل انها بیاندیشی ای کاش راه چاره ای بود.....امروز به بچه ها می گفتم چقدر راحت می گویند دیگر به شما نیازی نیست انگار نه انگار که سالها کار کرده ای و اولین موهای سفیدت را اینجا در آینه دیده ای....چقدر این شغل بی ثبات است انگار روی میزی که تنها یک پایه دارد ایستاده ایم وای اگر این یک پایه بشکند باید چه کار کنیم ......  

/ 9 نظر / 16 بازدید
تیوا

یکسال و اندی پیش قبل اخراج شدم. و فهمیدم که بدبختی یا رنجی که می کشیم از این نیست که یک اتفاق بد افتاده- از اینه که نمی پذیریمش. یعنی برخورد با واقعیت. دیدنش شناختنش و حل کردنش. میشه با همه احساسهای بد درست برخورد کرد. مثلا ترس رو پذیرفت. خشم رو. حسادت رو. نترسیم از ترس. عصبانی نشیم از عصبانیت. اما واقعا همه چیز بی ثباته. حرف شما درسته.

رزا

ثريا خانم فكر ميكنم اصلاً دنيا بي ثبات؟ اصلاً زندگي كردن و ناراحت نبودن و مشكل نداشتن من فكر مي كنم شده روياي ما آدم ها!

طناز

سلام میدونم که حس بدی، اما اگر این بچه ها به خودشان ایمان داشته باشندف حتما عدو شود سبب خیر!

رزا

خانومي سلام چرا مطلب جديد نمينويسي؟ منتظريم[ماچ][لبخند][گل]

محمدرضا یزدان پناه

سلام. وفور همین مسائله که باعث شده تبریک سال نو رو مزخرف ترین کار ممکن بدونم. امیدوار نیستم ولی حداقل آرزو میکنم امسال برای همه سال بهتری باشه.

محمد مهدی

مطلبت خیلی جالب و غم انگیز بود ولی مطمئن باش هر آنکه دندان دهد نان دهد .

امید

سلام. اسم وبلاگت و موضوع یکی از پست هایت با یکی از آثار جلال خیلی قرابت دارد. درود...

رضا

ان پایه هم شکسته است و چیزی از اسمان مارا نگه داشته است

شیرین

هیچی عزیزم بعدش میریم خونه میشینیم و هی کتاب میخونیم و چای مینوشیم تا بترکیم![لبخند]