ISP2106352 - Girl with hand in front of face

ای کاش می شد کودک بود و به همین راحتی چشم گذاشت....

من از جمله ادمهایی هستم که از دیدن دنیای بچه های کوچک اطرافم لذت می برم چون احساس می کنم غرق در بی خیالی و شادی اند شاید هم به این خاطر که دوران کودکی نسل من دوران خوبی نبود.  دوران کودکیم  در جنگ بود پدر مثل اکثر پدرهای ان روزها هیچ وقت خانه نبود و ما در یکی از شهرهای جنوبی زندگی می کردیم  صدای اژیر قرمز رویای خوابهای زیبایم را به هم می زد و تنها چیزی که به خاطر می اورم ترس و گریه بود و مادر که مرا در اغوش گرفته و می دوید.....روزهای ترس و دلهره و جنگ نگذاشت که ما کودکی کنیم ان روزها همه نگران بودند و به تنها چیزی که فکر نمی کردند بچه ها بودند شاید به همین خاطر بود که نسل ما زود بزرگ شد یعنی مجبور بودیم که بزرگ شویم و برای همین است که من از جنگ متنفرم .......

 

BXP0008459 -

چند روز گذشته مستندی از کانال بی بی سی دیدم در مورد کودکان که مقایسه وضعیت کودکان در سیرالئون و سوئد بود البته این دو کشور اصلا با هم قابل مقایسه نبودند. سوئد از نظر رسیدگی به کودکان بهشت اروپا شناخته شده است و در سیرالئون بچه ها از گرسنگی و یا کوچکترین سرماخوردگی می میرند....

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان(دنیای نابینایان)

سلام ..یه خاطر ه از دنیای کودکیم براتون نوشتم.. شاید براتون جالب باشه که بدونید..چی شد که من فهمیدم نابینا هستم وبا بقیه فرق میکنم...و چه جوری نابیناییم رو درک کردم.. با نظرتون منو همرایی کنید[گل][گل] منتظرتونم

ساناز

مرسی نازنین دوست من ...مثل همیشه سپاس از مهر و حوصله ات می بوسمت وباغچه باغچه گل تقدیمت

صدف

دقیقا ما اصلا دوران کودکی نداشتیم یعنی اصلا کودک نبودیم وای خاطرات برام زنده شد ما هم نسلیم اینطور که پیداست وحشتناکترینش دوران موشک بارون بود که همه خونه ها رو ول کردن و رفتن به دهات و شهرستانای اطراف. خیلی ممنون از لطفت به پسرم آره خیلی شبیه منه

ایوانف

سلام یاد دو تا کتاب افتادم شاید خوانده باشی اما باز می گم ... درخت زیبای من و اجاق سرد آنجلا ... وقت کردی بخوان

سامان

سلام زیبا اما تلخ بیگناه ترین انسانها بچه هان علی اصغر های این زمانن لطف میکنین پیشه منم بیاین یا علی

رزا

[ناراحت] من هم دوران جنگ رو یادمه. ما تهران بودیم اما دلواپسی های مادرم غیر قابل فراموش کردنه.[گریه]

زمهریر

... این جنگ لعنتی ... خیلی چیزها را قربانی کرد حتی ... [گل]

کامی

ولی جفت شون با سین شروع میشه !